1 وآخرین وصف کان کلام بود نه به حلق و زبان و کام بود
2 بر کلامش سکوت سابق نی تهمت خامشیش لاحق نی
3 حق تعالی چو بی عبارت و حرف با عدم گفته نکته های شگرف
4 عدم آمد ز ذوق آن سخنان به فضای وجود رقص کنان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 گفت شاها چو فیض جود تو داد قابلان را قبول استعداد
2 این تفاوت چراست در قابل این چرا مدبر است وان مقبل
1 هم به هر قبه ای تو را روییست هم به هر جانبیت پهلوییست
2 پهلوی راست سوی گلشن غیب پهلوی چپ درین نشیمن ریب
1 رب تال یفوه بالقرآن و هو یفضی به الی الخذلان
2 خواجه را نیست جز تلاوت کار لیکن آن طرد و لعنت آرد بار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به