1 همه فیض است می پرستی عشق بی خمار است ذوق مستی عشق
2 ما کجا دامن وصال کجا؟ دست ما و دراز دستی عشق
3 عاکفان صوامع قدسیم طاعت ما، صنم پرستی عشق
4 صوفی آسا به رقص می آرد توبه را، های و هوی مستی عشق
5 شرری پیش آفتاب، حزین هستی ماست پیش هستی عشق
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 نمودم سوال از قوی پنجه ای چه پیش آمدت کاین چنین رنجه ای؟
2 تو را دیده بودم ازین پیشتر زبون بود در پنجه ات شیر نر
1 تا فکند از نظرآن سروسرافراز مرا شده هر شاخ گلی، چنگل شهباز مرا
2 نه سپند است، ندانم دل بی طاقت کیست؟ سوخت در بزم تو، از شعلهٔ آواز مرا
1 نوشیده چمن دردی جام طربش را با دامن گل پاک نموده ست، لبش را
2 خوش کرده ام ای دیده به پیوند دل خویش از سلسله ها، طرّه ٔ عالی نسبش را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به