1 افسوس که عمر خود تباهی کردیم صد قافلهٔ گناه، راهی کردیم
2 در دفتر ما نماند یک نکته سفید از بس به شب و روز سیاهی کردیم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 قد صرفت العمر فی قیل و قال یا ندیمی قم، فقد ضاق المجال
2 و اسقنی تلک المدام السلسبیل انها تهدی الی خیر السبیل
1 علم یابد زیب از فقر، ای پسر نی ز باغ و راغ و اسب و گاو و خر
2 مولوی را، هست دایم این گمان کان بیابد زیب ز اسباب جهان
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به