-
لایک
-
ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 باز آراسته بینم صف مژگان تو را عزم غوغا بود آن نرگس فتان تو را
2 کاش آید مه کنعان و ببیند در بند بس جو خود بی سر و پاطره افشان تو را
3 دعوی حسن به یوسف نشدی راست به مصر گر نکردی وطن آن چاه ز نخدان تو را
4 حق نعمت نشناسد بر اهل بصر هر که از دیده برآرد بر پیکان تو را
5 آشیانی نشدش یافت ز دل بر سر دل موبه موست چو دل زلف پریشان تو را
6 نرساند به لبش جام تجلی می عشق هر که نازد به نظر گردش چشمان تو را
7 به تامل چه کشی تیغ به قتل (صامت) خونبها نیست صف حشر شهیدان تو را