1 شبی زار نالید ابر بهار که این زندگی گریهٔ پیهم است
2 درخشید برق سبک سیر و گفت خطا کرده ئی خندهٔ یکدم است
3 ندانم به گلشن که برد این خبر سخنها میان گل و شبنم است
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 مریم از یک نسبت عیسی عزیز از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
2 نور چشم رحمة للعالمین آن امام اولین و آخرین
1 دل من بی قرار آرزوئی درون سینهٔ من های و هوئی
2 سخن ای همنشین از من چه خواهی که من با خویش دارم گفتگوئی
1 من ای دانشوران در پیچ و تابم خرد را فهم این معنی محال است
2 چسان در مشت خاکی تن زند دل که دل دشت غزالان خیال است
1 مثل آئینه مشو محو جمال دگران از دل و دیده فرو شوی خیال دگران
2 آتش از ناله مرغان حرم گیر و بسوز آشیانی که نهادی به نهال دگران
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به