1 ای بزرگی که در همه احوال ناصر تو خدای بیچونست
2 کمترین پایه ای ز همت تو برترین موضعی ز گردونست
3 خلق تو جسم عنبر ساراست لفظ تو رشک در مکنونست
4 روز تأیید تو در اقبال است ماه اقبال تو بر افزونست
5 سفر تو چو عید فرخنده است عید تو چون سفر همایونست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 این آتش مبارز و این باد کامگار وین آب تیز قوت و این خاک مایه دار
2 ضدند و ممکنست که با طبع یکدگر از عدل شاه ساخته گردند هر چهار
1 چون منی را فلک بیازارد خردش بی خرد نینگارد
2 هر زمانی چو ریگ تشنه ترم گر چه بر من چو ابر غم بارد
1 کوس ملک آواز نصرت بر کشید کفر و شرک از هول آن سر در کشید
2 فخر شاهان جهان بهرامشاه شد سوی هندوستان لشکر کشید
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به