1 چند گردی گرد این بیچارگان؟ بیکسان را جوئی از بس بیکسی!
2 تا توانستی ربودی چون عقاب چون شدی عاجز گرفتی کر گسی
3 فاسقی بودی به وقت دست رس پارسا گشتی کنون از مفلسی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای حجت بسیار سخن، دفتر پیش آر وز نوک قلم در سخنهات فروبار
2 هر چند که بسیار و دراز است سخنهات چون خوب و خوش است آن نه دراز است نه بسیار
1 ای گشته جهان و خوانده دفتر بندیش ز کار خویش بهتر
2 این چرخ بلند را همی بین پر خاک و هوا و آب و آذر
1 چند گوئی که؟ چو ایام بهار آید گل بیاراید و بادام به بار آید
2 روی بستان را چون چهرهٔ دلبندان از شکوفه رخ و از سبزه عذار آید
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به