1 چند چو جو خوری، در پی آبرو روم زهر ز امتحان خورم، در پی آرزو روم
2 شوق سرِ بریده را، بر سر دار می برد این سر و صد سر دگر، بازم و رو به رو روم
3 دست به دست می روم، همره لشکر جنون تا به کدام دشت خون، پا نهم و فروروم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 وای که مستانه یار، جعد پریشان شکست ساغر لب ریز کفر بر سر ایمان شکست
2 چون گل رخسار او، زآتش می برفروخت شمع شبستان گداخت، رنگ گلستان شکست
1 ممنون ترکتازی گردون دل من است آماده ی هزار شبیخون دل من است
2 هرگز نیامدش به غلط محملی به سر بیهوده گرد وادی مجنون دل من است
1 به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا دراز باد شبم با سحر چه کار مرا
2 مرا نشاط تماشا بس از بهشت وصال به قیمت کم و بیش ثمر چه کار مرا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به