1 بيست و چهار منزل روشن،
2 اندام نور را،
3 در خون زرد لحظه، گذر دادهاند.
4 روز آمده است !
5 انگار هوش آدميان
6 در جسم سرد آب نشسته است.
7 آنك كرانه !
8 اسبي سپيد ميگذرد…
9 (اشعار یدالله رؤیایی)
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 پیش چشمم طرح دنیای بزرگ
2 در رگم آهنگ جوشان گریز
1 تو می گریزی و من در غبار رویاها
2 هزار پنجره را بی شكوه می بندم
1 زمین فصاحت برگ چنار را
2 به باد خسته ی پاییز می سپرد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به