منگر تو بدو تا نشود دلت از راه از عنصری بلخی رباعی 60
1. منگر تو بدو تا نشود دلت از راه
ور سیر شدی ز دل برو کن تو نگاه
1. منگر تو بدو تا نشود دلت از راه
ور سیر شدی ز دل برو کن تو نگاه
1. فکندش بیک زخم گردون ز کفت
چو افکنده شد دست عذرا گرفت
1. وان پول سدیور ز همه باز عجب تر
کز هیکل او کوه شود ساحت بیدا
1. الا تا نرگس خوبان همی بر مشتری تابد
بودشان در شکنج زلف رخ چون ماه جوشن ور
عنصری بلخی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 4 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای عنصری بلخی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: ابوالقاسم حسن بن احمد عنصری بلخی شاعر پارسیگوی بلخ، مشهور به عنصری بلخی در سال ۳۵۰ هجری قمری زاده شد. امیر نصر برادر سلطان محمود غزنوی، وی را به غزنه فراخواند. سلطان محمود غزنوی به او توجه نشان داد و به او عنوان ملکالشعرایی داد. عنصری در سال ۴۳۱ هجری قمری درگذشت.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار عنصری بلخی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.