گر شبی دولت به دستم زلف یار انداختی از عمادالدین نسیمی غزل 263
1. گر شبی دولت به دستم زلف یار انداختی
سایه اقبال بر من روزگار انداختی
1. گر شبی دولت به دستم زلف یار انداختی
سایه اقبال بر من روزگار انداختی
1. ای کعبه جمال توام قبله صلوة
حسن رخ تو داده به خورشید و مه زکات
1. من آن مردم که پیش از مرگ مردم
تن خود را به گورستان سپردم
1. گر طالب بقایی اول فنا طلب کن
واندر فنای مطلق عین بقا طلب کن
عمادالدین نسیمی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 8 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای عمادالدین نسیمی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده اما برخی دیگر او را متولد شیراز یا تبریز و یا دیاربکر میدانند. وی دو دیوان، یکی به ترکی و دیگری به فارسی، به نظم درآورده و قصایدی عربی نیز سروده است.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار عمادالدین نسیمی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.