من بینوا ز بی برگ و بری اگر بمیرم از غروی غزل 104
1. من بینوا ز بی برگ و بری اگر بمیرم
سر پر ز شور از خاک در تو بر نگیرم
1. من بینوا ز بی برگ و بری اگر بمیرم
سر پر ز شور از خاک در تو بر نگیرم
1. باز کمندی فکند جمد مجعد
آهوی طبع مرا کرد مقید
1. هرچه آید بسر ما همه از دوری تو است
بانگ رسوائی من نیز ز مستوری تو است
1. چشمی که ز عشق نمی دارد
از لؤلؤ تر چه کمی دارد
محمدحسین غروی اصفهانی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 14 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای محمدحسین غروی اصفهانی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص میکرد.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار محمدحسین غروی اصفهانی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.