آنکه از داغ فراقت جگرش سوخته است از جویای تبریزی غزل 339
1. آنکه از داغ فراقت جگرش سوخته است
یار اغیار شدن بیشترش سوخته است
1. آنکه از داغ فراقت جگرش سوخته است
یار اغیار شدن بیشترش سوخته است
1. این آینه خانه از وفور لمعان
وز صافی و روشنی بود چشم جهان
1. برای منصب خاشاک روبی نجف است
اگر بهم مژگان را همیشه جنگ صف است
1. ز وانمود پریشانی ام چو گل عار است
که مشت بسته چو غنچه هزار دینار است
جویای تبریزی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 11 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای جویای تبریزی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور و مورد احترام و اکرام وی وحاکمان کشمیر قرار گرفت.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار جویای تبریزی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.