ای ز هستی غلغلی در ملک جان انداخته از حیدر شیرازی قصیده 3
1. ای ز هستی غلغلی در ملک جان انداخته
عکس نور ذات خود بر انس و جان انداخته
1. ای ز هستی غلغلی در ملک جان انداخته
عکس نور ذات خود بر انس و جان انداخته
1. حیات جاودان شد جان سعدی
ز عشق آمد پدید ایمان سعدی
1. ملک ملک ملاحت، شه خوبان خطا!
ریختی خون دل سوخته، بی جرم و خطا
1. بت سمن بر سیمین عذار سنگین دل
چگونه صبر کند در غم تو چندین دل
حیدر شیرازی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 8 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای حیدر شیرازی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار حیدر شیرازی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.