در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد از هاتف اصفهانی غزل 31
1. در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد
آری کسی که دل داد پروای جان ندارد
1. در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد
آری کسی که دل داد پروای جان ندارد
1. بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان
هر خار مزارم زندش دست به دامان
1. دارم ز جدایی غزالی که مپرس
در جان و دل اندوه و ملالی که مپرس
1. ساکن کنعان مهجوری خلیل
آن که چون یعقوب باشد ممتحن
هاتف اصفهانی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 12 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای هاتف اصفهانی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان میر سید علی مشتاق اصفهانی بودهاند. هاتف سرانجام در قم درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. بعضی از تذکرهها فوتش را در کاشان و مدفنش را در قم میدانند. دیوان او مرکب از قصاید و غزلیات و مقطعات و رباعیات است. ترجیع بند معروف وی که دارای پنج بند و در موضوع وحدت وجود است هاتف رابه حریم استادان بزرگ نزدیک میکند.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار هاتف اصفهانی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.