غالب چو ز دامگه بدر جستم من از غالب دهلوی رباعی 92
1. غالب چو ز دامگه بدر جستم من
آخر ز چه بود این همه برگشتن
1. غالب چو ز دامگه بدر جستم من
آخر ز چه بود این همه برگشتن
1. دیدم آن هنگامه، بیجا خوف محشر داشتم
خود همان شورست کاندر زیست در سر داشتم
1. تا تف شوق تو انداخته جان در تن شمع
شرر از رشته خویش ست به پیراهن شمع
1. تا دوخت چاره گر جگر چارپاره را
از بخیه خنده بر دم تیغ ست چاره را
غالب دهلوی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 13 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای غالب دهلوی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسیگوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبهقاره هند بود.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار غالب دهلوی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.