خونم بتی ریخت کش داده بی چون از بسطامی غزل 420
1. خونم بتی ریخت کش داده بی چون
مژگان خون ریز در ریزش خون
1. خونم بتی ریخت کش داده بی چون
مژگان خون ریز در ریزش خون
1. شاهد به کام و شیشه به دست و سبو به دوش
مستانه میرسم ز در پیر میفروش
1. فدای قاصد جانان کز او آسوده شد جانم
بشارت های خوش داد از اشارتهای جانانم
1. چون صبا شانه زند طرهٔ عنبربارش
دل یک جمع پریشان شود از هر تارش
فروغی بسطامی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 13 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای فروغی بسطامی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص میکرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاعالسلطنه، تخلص خود را به نام فروغالدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را درپیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار فروغی بسطامی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.