آن دم که نبود بود من بودم و تو از نجمالدین رازی رباعی 69
1. آن دم که نبود بود من بودم و تو
سرمایهٔ عشق و سود من بودم و تو
1. آن دم که نبود بود من بودم و تو
سرمایهٔ عشق و سود من بودم و تو
1. شاها بر تو به تحفه صد جان بردن
کمتر بود از زیره به کرمان بردن
1. آن روز که دوختی مرا دلق وجود
گفتند به طعنه مر ترا خلق وجود
1. ای حسن ترا به عشق لایق چو منی
در عشق تو کم فتاد لایق و منی
نجمالدین رازی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 7 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای نجمالدین رازی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: نجمالدین رازی با نام کاملترِ ابوبکرْ عبدالله بن محمد بن شاهوار بن انوشیروان الرازی (زادهٔ ۵۷۳ هجری قمری، کشته شده در جنگ با مغولان در ۶۵۴ هجری قمری)، همچنین مشهور به نجمالدین دایه یا نجم رازی، از چهرههای تأثیرگذار و مطرح در تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام است.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار نجمالدین رازی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.