از دیدنت همی نه زخود بیخبر شدم از آشفتهٔ غزل 711
1. از دیدنت همی نه زخود بیخبر شدم
کز برق جلوه تو سراپا شرر شدم
1. از دیدنت همی نه زخود بیخبر شدم
کز برق جلوه تو سراپا شرر شدم
1. عام است پیر میکده ما کرامتش
مطرب بخوان تو فاتحه بهر سلامتش
1. که باز در برخ اهرمن گشاد امشب
که غیر پا بسر کوی تو نهاد امشب
1. خیزید و به می دفتر پرهیز بشویید
حرفی به جز از زمزمه عشق مگویید
آشفتهٔ شیرازی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 13 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای آشفتهٔ شیرازی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: آشُفْتۀ شیرازی، محمدکاظم (۱۲۰۰- ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحبمنصب دیوانی عصر قاجار.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار آشفتهٔ شیرازی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.