آتش الهی آنکه بیفتد میان دل از عارف قزوینی غزل 89
1. آتش الهی آنکه بیفتد میان دل
نابود هم چو دود شود دودمان دل
1. آتش الهی آنکه بیفتد میان دل
نابود هم چو دود شود دودمان دل
1. ناله مرغ اسیر این همه بهر وطن است
مسلک مرغ گرفتار قفس همچو من است
1. سوی بلبل دم گل باد صبا خواهد برد
خبر مقدم گل تا همه جا خواهد برد
1. باد صبا بر گل گذر کن
(گل گذر کن، گل گذر کن)
عارف قزوینی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 14 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای عارف قزوینی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیفساز اهل ایران بود.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار عارف قزوینی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.