رخسار تو چون سوسن از انوری ابیوردی رباعی 149
1. رخسار تو چون سوسن آزاد آمد
زلفین تو چون دستهٔ شمشاد آمد
1. رخسار تو چون سوسن آزاد آمد
زلفین تو چون دستهٔ شمشاد آمد
1. به جان آمد مرا کار از دل خویش
غمی گشتم زکار مشکل خویش
1. ای گنده دهان چو شیر و چون گرگ حرون
چون خرس کریه شخص و چون خوک نگون
1. نام وصل اندر زبانی افکنی
تا دلم را در گمانی افکنی
انوری ابیوردی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 6 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای انوری ابیوردی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: اوحدالدین محمد ابن محمد ( یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق ، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار انوری ابیوردی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.