مژده وصل تو در گوش و بنابر عادت از ابوالحسن فراهانی مفرد 2
1. مژده وصل تو در گوش و بنابر عادت
دیده اسباب شب هجر مهیا میکرد
1. مژده وصل تو در گوش و بنابر عادت
دیده اسباب شب هجر مهیا میکرد
1. ای خواجه به سوی حق ز دنیای مجاز
چون برگردی نماند این بیشی و ناز
1. شهانه دلم ساخت مفتون زلفش
نگذاشت دلی نکرده مجنون زلفش
1. زهی زخوی تو بر باد داده جان آتش
فکنده آتش روی تو در جهان آتش
ابوالحسن فراهانی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 11 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای ابوالحسن فراهانی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار ابوالحسن فراهانی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.