1 چیست آن آتش با گونه آب سربسر پر در و لولوی خوشاب
2 گوهرش ریخته بر صفحه سر همچو بر روی زمرد سیماب
3 از نمایش گهر و رنگش راست همچو بر آب زلالست حباب
4 از چه این آب فنا را سبب است چون حیات همه کس هست از آب
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 در آمد ازدرم آنشمع بررخان آتش مرا فتاد چو پروانه بر روان آتش
2 نشست پیشم سرمست و جام می بردست میی که شعله او زد بقیروان آتش
1 ای ترا گاه کرم با هر کسی صد اصطناع وی ترا وقت بیان در سخن در هر سخن صد اختراع
2 حجت قدر تو چون اعیان حسی بیخلاف منصب صدر تو چون برهان عقلی بی نزاع
1 زهی موافق رای تو جنبش تقدیر به دست بخت جوانت عنان عالم پیر
2 امام مشرق و اقضی القضاۀ روی زمین که چشم عقل جهان بین ترا نیافت نظیر
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به