1 تا میکش و جوهر دو سخنور داریم شأن دگر و شوکت دیگر داریم
2 در میکده پیریم که میکش از ماست در معرکه تیغیم که جوهر داریم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 مدام محرم صهبا بود پیاله ما به گرد مهر تنیده ست خط هاله ما
2 زهی ز گرمی خویت نفس گرانمایه گداز ناله ما آبیار ناله ما
1 گر بار نیست سایه خود از بید بوده است باری بگو که از تو چه امید بوده است؟
2 شادم ز درد دل که به مغز شکیب ریخت نومیدیی که راحت جاوید بوده است
1 جنون محمل به صحرای تحیر رانده است امشب نگه در چشم و آهم در جگر وامانده است امشب
2 به ذوق وعده سامان نشاطی کرده پندارم ز فرش گل به روی آتشم بنشانده است امشب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به