1 بر چو من بنده گر قیامی کرد آنکه مطلق جهان مستوفاست
2 من بدین مکرمت بزرگ شدم وز بلندی قدر او بنکاست
3 نکته دیگرست اینجا خرد که بدان نکته آن قیام رواست
4 من بقد حقیر یأجوجم بمن از بهر آن جهان برخاست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 زهی موافق رای تو جنبش تقدیر به دست بخت جوانت عنان عالم پیر
2 امام مشرق و اقضی القضاۀ روی زمین که چشم عقل جهان بین ترا نیافت نظیر
1 در آمد ازدرم آنشمع بررخان آتش مرا فتاد چو پروانه بر روان آتش
2 نشست پیشم سرمست و جام می بردست میی که شعله او زد بقیروان آتش
1 ای ترا گاه کرم با هر کسی صد اصطناع وی ترا وقت بیان در سخن در هر سخن صد اختراع
2 حجت قدر تو چون اعیان حسی بیخلاف منصب صدر تو چون برهان عقلی بی نزاع
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به